ATONEMENT powered by MihanBlog

یلدا
جمعه 29 آذر 1398 ساعت 10:27 ق.ظ

#پاییز #عاشقی‌های من انگاری میان مه گم می‌شود. می‌رود تا یک سال دیگر از زیستنم را با خود برده باشد.

پاییز عاشقی‌هایت رفت. آرام، میان غوغای شب‌نشینی #یلدا و #انار و زمستان رفت.

یلدای امسال را زارا دلگیرتر است. دلش تنگ برادری است که سال‌هاست که در میانه‌ی بهار پرواز کرد. رفت و پدر و بعدتر مادر را نیز برد.

زارا اینروزها لبخندهایش با بغضِ گلوست. حرف‌هایش را خیسی چشم‌هایش شهادت می‌دهد.

اما زندگی وفای انتظار کسی را نداشته . بی‌معرفت‌تر از این حرف هاست.

زارای صبور من انار‌های دلش کمی خون است . دلش به حال آیلار برادرش می‌سوزد. دلواپس فردای این زندگی لعنتی است.

و هیچ به من نمی‌گوید.

زارای مهربان من ساده ست. نمی‌داند من عاشقی ها داشته‌ام. نمی‌داند به نگاهی چشم ها را می‌خوانم . من زبان عشق را سال‌هاست که در مکتب بی‌وفایی باخته ام.

و همه را خوب حفظم.

زارای جان‌تر از جانم ، مراعات حالم را دارد و من ، دلقک اینروزهای خانه ام. تا یادش نماند . تا خودش نماند میان آن حال‌و‌هوای ابری.

باید از انارهای های عاشق برایش بگویم. داستان دلتنگی برگ‌های افتاده و لب‌های سرخ یلدا و شور عشق زمستانی اش را قصه کنم. بگویم که بودن همین است. افتادنش هم بایستی چون پاییز و برگ‌های نداشته‌اش دیدنی باشد.

و اگر این گونه باشیم ، زنده‌ایم.

#یلدا مبارک .


پی نوشت :

https://bit.ly/2PE3jhi


دیدگاه ها
حسین ورودی 83
شنبه 30 آذر 1398 06:28 ب.ظ
یلدا مبارک
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic