ATONEMENT powered by MihanBlog

فاطیمای سرخگون
جمعه 4 مرداد 1398 ساعت 12:01 ق.ظ

دخترک امروز مریض شده.لکه‌های سرخی روی تمام پوستش افتاده و مدام تب‌های پشت‌ سر هم داره.

عصری رفتیم دکتر. گفت مشکلی نیست.

صورتش سرخ شده. لکه‌های لعنتی انگاری پا دارن و هی روی صورتش خون می‌پاشن.

دخترک امشب حرف نزد و خوابید.

قصه نخواست. قصه نگفت.

دلم به حالش سوخت.مثل بچه‌گی‌های خودم بود.مثل تنهایی‌هایی که داشتم.

الان کنارمون خوابیده.

پناه بر خدا...

تگ ها: بیماری، فاطیما،
دسته بندی: روزنگار،

دیدگاه ها : نظرات
دیدگاه ها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir