ATONEMENT powered by MihanBlog

زیارت
پنجشنبه 27 دی 1397 ساعت 08:19 ب.ظ
از دیشب با خودم گفتم فردا قرارم رو کنسل میکنم و میرم زیارت.اول صبحی بانو گفت که دلش میخاد بریم زیارت.اولش جا خوردم اما چیزی بهش نگفتم.
با بچه ها رفتیم.پسر از خطوط قرانی دیواره های شاهچراغ می پرسید.بازارها رو هم گشتیم.باید حیاط بارونی شاهچراغ رو ببینید و بازارهای نمناک شیراز را.
بانو امروز انگشتر نقره برام گرفت.با عقیقی سبز و چهارگوش.با طرح طلب مدد از علی(ع).خیلی به دلم نشست و چه ذوقی میکرد بانو.
چه بارونی بود.موهایم زیاد خیس نشد و برای پدر نیز پیراهن دو جیب رنگ محرم گرفتیم و یه کمربند.
عصری دیدمش.حال پدر خوب بود.
شکر.
دسته بندی: بوی خوش زندگی،

دیدگاه ها : نظرات
دیدگاه ها
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
رفتن به بالای صفحه

Designed by ATONEMENT.ir
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic